کاهش صادرات فرش در تنگنای تحریم خارجی و بی‌همتی داخلی

کاهش صادرات فرش در تنگنای تحریم خارجی و بی‌همتی داخلی
یک کارشناس در حوزه فرش با اشاره به تبعات نامطلوب تحریم بر صادرات فرش دست‌باف، معتقد است: با تداوم کاهش صادرات این هنر-صنعت در آینده نزدیک نه تنها سهم این بخش در درآمدهای ارزی کشور بیش از پیش کاهش خواهد یافت بلکه تعداد بیشتری از فرشبافان، بیکار خواهند شد.

حمید کارگر روز جمعه 21 خرداد در گفت‌و‌گو با خبرنگار اگزیم نیوز درباره موانع پیش روی صادرکنندگان فرش ایرانی، اظهار کرد: صادرات فرش دست‌باف ایران به تلخ‌ترین حالت خود در چند دهه اخیر رسیده است. شوربختانه از سال 1397 به این سو شاهد نزول شدید صادرات این تولید ملی و بومی بوده‌ایم که از حدود 500 میلیون دلار به زیر یکصد میلیون دلار تنزل یافته است.

وی یادآور شد: هرچند که پیش از آن هم وضعیت صادرات فرش خرسندکننده و در سطح مطلوب نبود اما به هر روی تا این حد کاهش را نشان نمی‌داد و از روند نسبی افزایشی پیروی می‌کرد.

رئیس انجمن علمی فرش ایران با ارائه آماری از روند نزولی صادرات فرش دستباف، عنوان داشت: در سال 96 بيشتر از 426 ميليون دلار فرش دست‌باف از كشور ما به چند ده کشور دیگر صادر شد كه اين عدد در سال بعد به 238 ميليون دلار تنزل يافت و در سال 98 و 99 نيز از 70 ميليون دلار فراتر نرفت.

دکتر کارگر معتقد است: این افت شدید صادراتی آن هم برای یکی از نامدارترین اقلام صادرات غیرنفتی و در شرايطي كه درآمدهاي نفتي كشور با چالش مواجه است و دولتمردان از لزوم توسعه صادرات غيرنفتي سخن می‌گویند ناگوار است.

وی تصریح کرد: باید در نظر داشته باشیم که ركوردزدن در كاهش صادرات فرش هشداري دردآور است كه به زودي تبعات تلخ خود را بيشتر نشان خواهد داد؛ زیرا از بين رفتن صادرات به معناي كاهش توليد است و كاهش توليد هم به معناي بيكاري چند صد هزار نفر قاليباف در کشور خواهد بود.

این کارشناس حوزه فرش در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو با اشاره به رفتار بدخواهانه آمریکا در قبال فرش ایران و هنرمندان و فعالان این حوزه اظهار داشت: بي‌گمان يكي از عوامل اثرگذار در اين روند کاهشی، تحريم بدخواهانه آمريكا بر فرش ايراني بوده است. وقتی آمریکا به‌عنوان بزرگترین بازار مصرف‌کننده فرش دست‌باف در دنیا گمرک خود را بر فرش‌های ایرانی بست، بخش زیادی از صادرات فرش ما با مشکل مواجه شد. اما نمی‌توان همه کاسه‌کوزه‌ها را بر سر آمریکا شکست.

 

وی ادامه داد: خروج ترامپ از برجام و در نتیجه تحریم فرش ایرانی اتفاق جدیدی برای صادرکنندگان فرش نبود و فرش ایران در دوره‌های دیگری نیز تلخی تحریم را چشیده بود. در دوره‌های دیگری که ورود فرش ایران به آمریکا ممنوع بود، از جمله پیش از برجام، اعداد صادراتی فرش ایران از میانگین 300 میلیون دلاری پایین‌تر نیامد. پس انتظار این بود که با تحریم مجدد، این‌بار هم شاهد نزول صادرات فرش از متوسط 500 میلیون دلاری به حدود 300 میلیون دلار باشیم اما کاهش تا زیر یکصد میلیون دلار نشان می‌دهد که مقصر فقط تحریم آمریکا نیست.

 

کارگر با آسیب شناسی کاهش صادرات فرش، عنوان داشت: در کنار تحريم توجيه‌ناپذير آمريكا بر فرش ايراني نمی‌توان از بي‌تدبيري‌ها و خودتحريمي‌هاي داخلي نگفت. برای نمونه مقررات سخت‌گيرانه و گاه متناقضي كه براي بازگرداندن ارز حاصل از صادرات فراروي صادركنندگان فرش دست‌باف قرار گرفت و به تفاوت فروش زمانبر فرش در بازارهاي هدف با ديگر كالاها توجهي نداشت یکی از این عوامل بود.

وی اضافه کرد: رشد تصاعدي بهاي مواد اوليه فرش دست‌باف از پشم و ابريشم تا انواع رنگ‌زاها  و همچنین تورم داخلی، افزايش هزينه‌هاي توليد و قيمت تمام ‌شده فرش هم علل دیگری برای دشواری فعالیت اقتصادی در این حوزه بوده‌اند. در کنار اینها تنگناها و سخت‌گيري‌هاي مالياتي و بيمه‌اي را نمي‌توان فراموش كرد. همچنین نبايد از ياد برد كه مشوق‌ها و تسهيلات حمايتي از توليد و تجارت فرش نيز در اين مدت به حداقل رسيده‌اند. كدام پروژه‌هاي تبليغاتي براي توسعه بازار فرش دست‌باف به انجام رسيده‌اند؟ از حضور در چند نمايشگاه برون‌مرزي براي بازاريابي و گسترش تجارت بهره گرفته شده است؟ چند هيئت تجاري به بازارهاي هدف اعزام شده‌اند يا چند تاجر برون‌مرزي در داخل كشور پذيرش شده‌اند؟ كدام تسهيلات خاص به توليدكنندگان فرش دست‌باف يا كدام مشوق‌هاي صادراتي به صادركنندگان فرش دست‌باف پرداخت شده است؟ و البته از شیوع گسترده کرونا و پیامدهای زیان‌بار آن بر تولید و تجارت نیز نباید غافل شد.

 

کارگر درباره آینده بازار صادراتی فرش گفت: تا تدبیری برای این فشارهای متعدد داخلی و خارجی بر فعالان این هنر- صنعت به فرجام نرسد، نمی‌توان انتظار تحول و جهشی خارق‌العاده را برای صادرات داشت.

رئیس انجمن علمی فرش ایران در پایان تأکید کرد: نباید از یاد برد که فرش دستباف ایران در تاریخ پر فراز و نشیب خود از این دست تنگناها و ناملایمات زیاد دیده و همواره توانسته بر جا بماند و به حیات ارجمند خود ادامه دهد. بر همین اساس گمان می‌کنم از یک سو باید باور به فرش ایرانی و تأثیر آن در اشتغال، ارزآوری و پاسبانی از فرهنگ و هنر و هویت ایرانی شکل بگیرد و از سوی دیگر خود فعالان این حوزه به آموزه‌های بازاریابی و چگونگی توسعه بازار بیندیشند و از همه ابزارهای موجود و ممکن بهره بگیرند.